روایت دانشآموز نابینای اصفهانی که تار و پود عشق به ایران را درهم تنید
گاهی برای دیدن یک پرچم، چشمها کافی نیستند؛ باید با دل دید. فاطمه جزینی، دانشآموخته آموزشگاه نابینایان شهید عابدی ناحیه ۵ اصفهان، از همان دانشآموزانی است که ثابت کردهاند محدودیتهای جسمی نمیتوانند سد راه آرزوها و توانمندیها شوند. او با دستان خود پرچم جمهوری اسلامی ایران را بافت؛ پرچمی که در تار و پود آن، عشق به وطن، تلاش، امید و سالها آموزش و حمایت معلمان دلسوز نهفته است.
به گزارش روابطعمومی و امور بینالملل سازمان آموزشوپرورش استثنایی کشور، داستان فاطمه از سالهای کودکی آغاز میشود؛ روزهایی که خانوادهاش او را برای آموزش به مرکز ابابصیر سپردند. مرکزی که در آن، آموزش تنها به کتاب و کلاس درس محدود نمیشد و دانشآموزان نابینا در کنار تحصیل، مهارتهای زندگی و خودمراقبتی را نیز فرا میگرفتند. با تعطیلی این مرکز، نگرانیهای بسیاری برای خانوادههای دانشآموزان نابینا ایجاد شد؛ نگرانیهایی که بعدها با راهاندازی آموزشگاه نابینایان شهید عابدی تا حدی رنگ امید به خود گرفت.
فاطمه که امروز از فارغالتحصیلان این آموزشگاه است، از معلمان خود به عنوان مهمترین الگوهای زندگیاش یاد میکند. او میگوید معلمان آموزشگاه شهید عابدی از همان روزهای نخست، استعدادهایش را شناختند و تلاش کردند مسیر رشد او تنها به آموزش دروس محدود نشود. یادگیری کار با رایانه، معرق کاشی، کشاورزی، گلکاری، هنرهای دستی و فرشینهبافی بخشی از آموزشهایی بود که در این سالها فرا گرفت.
ثمره این آموزشها، بافت پرچم جمهوری اسلامی ایران بود؛ اثری که به گفته فاطمه با عشق به وطن شکل گرفت. او روایت میکند که هنر بافت این فرشینه را از معلمان خود آموخته و امروز هر بار که پرچمی میبافد، احساس میکند سهمی هرچند کوچک در ادای دین به کشور و شهیدان این سرزمین دارد.
مادر فاطمه نیز در روایت این مسیر، از روزهایی سخن میگوید که به او گفته میشد دخترش بیش از پایه نهم امکان ادامه تحصیل نخواهد داشت. اما پیگیری و دغدغهمندی معلمان آموزشگاه نابینایان شهید عابدی، مسیر دیگری را رقم زد. با راهاندازی مقطع متوسطه دوم در این آموزشگاه، فاطمه توانست تحصیل خود را ادامه دهد و همزمان مهارتهای متنوعی را بیاموزد؛ مهارتهایی که امروز بخشی از زندگی و فعالیت حرفهای او را تشکیل میدهند.
او با افتخار تعریف میکند که دخترش در کنار آموزشهای هنری، توانست تواناییهای اجتماعی و حرفهای خود را نیز توسعه دهد. فرشینهبافی، معرق کاشی، کشاورزی و گلکاری تنها بخشی از فعالیتهایی بود که فاطمه در دوران تحصیل دنبال کرد و در نهایت بافت پرچم ایران به یکی از ماندگارترین دستاوردهای او تبدیل شد.
فاطمه معتقد است آنچه امروز در اختیار دارد، نتیجه اعتماد معلمان به تواناییهای دانشآموزان با نیازهای ویژه است. او میگوید در مدرسه، کار با تلفن همراه، رایانه و حتی شیوههای بازاریابی را فرا گرفته و اکنون از همان آموزشها برای فعالیتهای اقتصادی و معرفی محصولات استفاده میکند. با این حال، شیرینترین خاطره او همچنان روزی است که پرچم بافتهشدهاش مورد توجه قرار گرفت و به فروش رسید.
مادر این دانشآموخته آموزشگاه شهید عابدی، موفقیت دخترش را حاصل تلفیق پشتکار فردی و حمایت آموزشی میداند. به اعتقاد او، اگر فضای آموزشگاه و تلاش معلمان دلسوز آن وجود نداشت، بسیاری از استعدادهای دانشآموزان نابینا فرصت بروز پیدا نمیکرد. او تأکید میکند که آموزش مهارتهای زندگی در کنار آموزشهای رسمی، نقشی تعیینکننده در استقلال و موفقیت این دانشآموزان دارد.
وی در ادامه خواستار توسعه مراکز آموزشی و مهارتی ویژه دانشآموزان با نیازهای خاص شد و اظهار امیدواری کرد فضاهایی مشابه مراکزی که در گذشته به آموزش مهارتهای زندگی و توانمندسازی نابینایان میپرداختند، بار دیگر فعال شوند تا استعدادهای بیشتری فرصت شکوفایی پیدا کنند.
بازتاب خبر بافت پرچم نیز برای فاطمه اتفاقی امیدبخش بود. او میگوید پس از انتشار این خبر، متوجه شده بسیاری از دوستانش به بافت پرچم و فعالیتهای هنری مشابه علاقهمند شدهاند؛ موضوعی که به باور او میتواند انگیزهای برای افزایش اعتماد به نفس و آرامش روحی دانشآموزان دارای نیازهای ویژه باشد.
فاطمه در پایان، موفقیت خود را مرهون همراهی خانواده و معلمانش میداند و با قدردانی از تمامی مربیان آموزشگاه نابینایان شهید عابدی، از دانشآموزان میخواهد هیچگاه از تجربه کردن و آموختن نترسند. او باور دارد حتی در دشوارترین مسیرها نیز میتوان با امید، تلاش و عشق، پرچم آرزوها را برافراشت؛ همانگونه که خودش پرچم ایران را با دستانی بافت که روشنایی را نه با چشم، بلکه با دل میبینند.

نظر دهید